بزرگان بختیاری

علي قلي خان سردار اسعد آنگونه كه بايد شناخته نشد و نام او هميشه در سايه اتهاماتي است كه بيشتر از روي كوته بيني و غرض ورزي به او وارد كرده اند. دوم آبان سالروز وفات سردار مي تواند بهانه خوبي براي پرداختن به اين مسايل باشد . و بايد از ابراهيم خدايي در ايجاد انگيزه براي نوشتن تشكر كنم.   

 

شايد هنگامي كه بختياري ها تهران را به نفع مشروطه فتح كردند در مخيله هيچ كس نمي گنجيد كه زماني شكست استبداد صغير از سوي اينان چنان به حاشيه رانده شود كه در يكصدمين سالگرد مشروطه از اين شيرمردان كمتر ياد شود و حتي تا جايي پيش رود كه مورد سرزنش و انتقاد سايرين قرار گيرند.

با اندك نگاهي به ديگر جرياناتي مانند آذري ها كه در شكست استبداد صغير و شكل گيري مشروطه در سايه بختياري ها قرار داشتند بيشتر به اين مهم پي مي بريم ( البته اين را بايد ذكر كرد به هيچ وجه نبايد آذري ها را در اين مورد سرزنش كرد و يا به باد انتقاد گرفت كه اينان رسالتشان را در مورد قوم خود به رشته تحرير در آورده اند و اين مورد ستايش است . بيشترين انتقاد برخود ما وارد است كه نتوانستيم حق مطلب را آنگونه كه هست ادا كنيم ..... ) . بزرگترين عاملي كه باعث به حاشيه راندن قيام بختياري ها گرديده اتهامي است كه به سردار اسعد ، سردار فاتح تهران وارد مي كنند و آن چيزي جز ارتباط با دولت انگلستان نمي باشد. و اين خود جاي تامل دارد و به هيچ وجه نبايد آن را جدا از شرايط زماني و مكاني سردار اسعد مورد كنكاش قرار داد .

سردار اسعد به هر دليلي از كشور خارج شده ؛ در فرنگ اقامت مي گزيند و جز معدود روشنفكراني واقع مي شود كه پايگاه مردمي عظيمي در داخل كشور دارد ( اين مهم نه به خاطر تفكرات سردار اسعد بلكه به خاطر احساسات قومي بوده است ) و شايد همين پتانسيل باعث مي گردد كه وي مورد توجه دولت انگلستان قرار گيرد . پس از مدتي سردار اسعد به عضويت انجمن هاي فراماسونري در مي آيد .

بعد ها همين عضويت دليل محكمي بر اثبات ارتباط سردار اسعد با دولت انگلستان ميگردد و به همين سبب از وي به عنوان يك خائن نام برده مي شود و به تبع آن قيام بختياري ها نيز زير سوال مي رود . در حال حاظر نيز اين مسئله در اذهان عمومي باقي است از همين رو اين عضويت و ساير مسايل مربوط به پيروزي بختياري ها را مورد بازبيني قرار مي دهيم تا شايد مسيله كمي روشن تر گردد :

اولا: تا آنجا كه بنده اطلاع دارم سردار اسعد هيچ گاه به عنوان عضوي فعال در اين انجمن ها در نيامد . و هرگز نتوانست هم پاي برخي روشنفكران مانند تقي زاده كه انجمن فراماسونري فراموش خانه را تشكيل دادند در اين حيطه فعال عمل نمايد.(البته در مورد تقي زاده نيز افراط و تفريط هاي زيادي از سوي مخالفان و طرفدارانش صورت گرفتهاست)

دوما: با توجه به شرايط زماني و مكاني روشنفكران زيادي در انجمن هاي فراماسونري عضويت داشته اند كه هر يك از اين افراد انگيزه هاي خاصي را دنبال مي كردند  ولي هيچ گاه از اين افراد به بدي ياد نشد. حتي برخي از اين افراد مورد ستايش همگان قرار گرفته اند . ( در اين نوشتار به دليل حفظ ارزش اين افراد عدم استفاده ابزاري از ذكر نام اين افراد خودداري مي كنم ولي پيدا كردن نام اين افراد آنچنان مشكل نيست )

سوما: سردار اسعد در فتح تهران توسط بختياري ها نقشي تسريع كننده داشت و با تمام احترامي كه براي شخصيتي بزرگ چون سردار اسعد وجود دارد هرگز نبايد تصور گردد كه قيام مردم پاك سرشت بختياري با تفكرات سردار اسعد شكل گرفته كما اينكه سردار اسعد زماني فرماندهي بختياري ها را به دست مي گيرد كه اصفهان توسط اينان فتح گشته بود و با توجه به روحيه و شجاعت سپاه بختياري و مهيا بودن ساير شرايط فتح تهران توسط اينان دور از ذهن نبود. پس از اينكه سردار اسعد عهده دار فرماندهي سپاه بختياري مي شود سريعا به سوي تهران حركت كرده وپايتخت را به تصرف خود در مي آورند ؛ پس به هيچ وجه سردار اسعد نمي توانسته در اين مدت اندك قيام بختياري ها را تحت تاثير فكري زيادي قرار داده باشد .

چهارما: هر چند مشروطه آن مسيري كه بايد طي نكرد ولي نبايد مقصر اصلي اين جريان را سردار اسعد دانست . واضح است كه پس از فتح تهران سپاه بختياري با توجه به قدرت و شرايطي كه داشت مي توانست تغيرات دلخواه خود را اعمال نمايد و حتي سلسله قاجار را حذف و حكومت را به نام بختياري بزند.(بايد توجه داشت كه هر چند اگر چنين اتفاقي مي افتاد در ابتدا از سوي ساير قوميت ها مقاومت هايي صورت مي گرفت اما با توجه به نفرتي كه از حكومت قاجار در بين عموم وجود داشت تسلط بختياري ها دور از ذهن نبود) اما بزرگ منشي سردار اسعد و همقطارانش مانع از اين امر مي گردد و سردار اسعد تا ورود ديگر نيروهاي مشروطه خواه صبر مي كند . و تمام تصميمات تعيين كننده در مسير مشروطه توسط جميع بزرگان و روشنفكران حاضر در جريان كه از قوميت هاي مختلف بودند اتخاذ مي شود. از اين رو نبايد سردار اسعد و بختياري ها را متهم به ارتباط با انگلستان كرد كه اگر ارتباطي بود در ساير افراد نيز وجود داشت .

در آخر همانگونه كه گفته شد درست است كه در جريان مشروطه حق مطلب در مورد سردار اسعد و بختياري ها بيان نگرديده است اما حق دادني نيست بلكه گرفتني است پس بايد اعتبار از دست رفته امان را دوباره بدست آوريم.

 

+ نوشته شده توسط علیرضا امامی در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM